۱۳۸۸/۱۱/۲۱

عشق روزهای اعتراض

یه زمانی فکر می کردم مبادا تو تجمع ها و تظاهرات ها آسیبی بهت برسه. که باید نگهت دارم . باید حفظت کنم . همونطور که تو فکر می کردی امن تره من توی خونه بمونم . خوبه که من و تو هیچ وقت با هم تو تجمع ها نبودیم . خوبه که کتک خوردنم رو ندیدی ، خوبه که کتک خوردنت رو ندیدم ، چشم های قرمز از اشک و دود ، بغض ها . بعد از انتخابات که اگه نبودی ، خودم رو به کشتن داده بودم ، تو صورتت داد زدم " بزدل ! " یادم دادی اسم بعضی از حماقت ها رو نباید گذاشت شجاعت.یادم دادی شرط اول سیاست باقی موندن در صحنه است. 13 آبان که دستگیر شدی ، اختیارم رو از دست دادم .طعم یکی از اون عصبانیت های سگی منو چشیدی. قول دادی تو هیچ تظاهراتی پا نگذاری. دروغ می گفتی . از چشات می فهمم وقتی دروغ می گی . می دونستم می ری. ..... این روز ها می دونم خیلی کم مونده پیدات کنن. وقتی یکی یکی دوستات دارن دستگیر می شن.می دونم یکی از همین روز ها ..... قلب عضو ترسویه ! قلبم می ترسه . برای تو ، برای عزیزام . اما آرومم . می دونم هیچ علاقه ای این مجوز رو بهم نمی ده که جلوت رو بگیرم . که زندانت بشم. که بندت کنم.هیچ علاقه ای تو رو متعلق به من نمیکنه . این راهی بوده که ما با هم انتخاب کردیم . از تاوانش با خبر بودیم. هزینه اش رو می دونیم.

تولدت مبارک عزیز ! خله! اینم وقت به دنیا اومدن بود ؟ خدایش کی 22 بهمن 57 به دنیا می یاد ؟ چه خوش قدم بودی تو !!! (زبون درازی های منو پذیرا باش ! ) نوزادی که همراه اذان زیر گوشش صدای تیر و تفنگ و انفجار شنیده بایدم شبیه تو بشه .کنار کادو های تولدت نقاب و دستبند های سبز گذاشتم. دیگه لازم نیست بهم دروغ بگی .


چون روز دیگر آید خاکم جان سبزه هاست*
خورشید جاودان آزادی نور آسمان ماست
سوگند به خون همراهنم ، سوگند به اشک مادران
هرگز به تیغ شان نمیرد فریاد جاودان ما

دلتنگ با تو بودن ، با ناله های شب قرین
تنها گناهمان سکوت سبزی بود در جواب کین
جسم و جان بی پناهم آماج تیر کافران
آرام و سربلندم و می بالم بر انتخابمان
سوگند به این ستاره باران ، سوگند به شور عاشقان
از راه رفته برنگردم تا روز کوچ جاودان


*قسمتی از سرود قسم نامه .از اینجا دانلود کنید.
پ.ن قسمتی از پست به دلایل امنیتی حذف شد.

۱۸ نظر:

بهرام گفت...

زيادي خصوصي بود!نظر نمي دهيم!

رادسرو گفت...

چقدر از اين جمله ات خوشم اومد: هیچ علاقه ای تو رو متعلق به من نمیکنه . پیشنهاد می کنم اگه دوست داشتی آهنگ رو آپلود کن تو پستت واسه دانلود کردن.

كيوان گفت...

توكلت بخدا باشه. اين روزاي سخت هم بالاخره ميگذرن

هیرگاموس گفت...

...
هادی و حسام رسیدند اما محبوس به خانه.گریه مادر از بیرون رفتن من و لعنت گفتن پدر بر من اگر بار دیگر این بازی را بخواهم از سر بگیرم. و من ترسو با ترس و استرس فراوان بازی کردم. با عذرخواهی فراوان از مادر و پدر.نمی دانم کارم درست ست؟فکر نمی کنم. آخه دل شکستن در قابوس من نیست آن هم دل مادر.
کامنت عمومی ست.
همین

غزلی گفت...

خدا میدونه کی اوضاع ایران قرار درست شه . .
تولدش مبارک!
اتفاقا معلم جغرافی ما هم 22 بهمن متولد شده همیشه این شعرو میخونه :
22 بهمن ، روز تولللد من :| :))

Born in 1355 گفت...

خدا شماها که توی ایران هستید رو حفظ کنه... جنبش های مدنی (من جنبش سبز رو یک جنبش مدنی می دونم نه یک انقلاب) در هر مقیاسی سخت هست. هرچه بزرگتر سخت تر. ولی راهش هم توی همون مملکته. به دست خود کسایی که می خوان از حقوقشون دفاع کنند. من و کسایی که به هر دلیلی اونجا نیستیم می تونیم هرکاری که شما از ما بخواین براتون انجام بدیم وگرنه فقط بهتون افتخار می کنیم. همین.

الهام میزبان گفت...

می شه قفس نبود دختر؟
می تونی؟
واقعا می وتنی؟
مامان و بابا و همسرو دوست و ...
می شه قفس نبود؟
ته تهش عقش تو لحظه اهیی که ترس از دست د ادن وجود داره قفس می شه
حتی به قیمت سیلی زدن تو صورت


تولدش مبارک
گناهی نداره که
مثلا اگه دست خودش یا من و تو بود کی به دنیا می اومد خوب بود؟

پيوست گفت...

من هم چون خصوصي بود نظر نمي‌دم. محض اين كه يك وقت تولدي گرفتيد و كيكي هم قرار شد بديد يه چيزي مي‌نويسم شايد ما رو هم دعوت كرديد!

Petunia گفت...

salam
faghat ye soal azatoon daram ke javabesh kheili baram moheme!! shoma shakhsi be name aghaye kamali mishnasid?!! albate ba khoondane neveshtehatoon hads mizanam ke nashnasid, ama khob, age javab bedin mamnoon misham, bad behetoon migam chera in soalo porsidam
merci
montazeram

www.fair-eng.blogsky.com

آیه گفت...

نه نمی شناسم.
البته در عالم مجازستان یک آقای کمالی می شناسم که با خانواده محترمشان دست به کیبورد می شوند با وبلاگ "خانواده پاک در صرات مستقیم "
خب ؟

حمزه گفت...

سلام
امروز بعد یکماه با چک کردن کامنت های قبلیم تازه متوجه شدم یکی از لینک هام حذف شده ومن متوجه نشدم
امیدوارم بعد از این مرتب بتونم بیام واز نوشته های زیبات که اصلا هم فمینیستی نیست لذت ببرم

ayeh گفت...

سلام دخترک.
اسم منم آیه هست.
چققققدر حال میده.
میدونی آخه این اسمایی که خیلی کمه وقتی یه هم اسم خودشونو پیدا می کنن چقده ذوقمرگ می شن ;)
از اسمت جالب تر روحیاتت بود که عین اسمت شبیه خودمه.
از اینکه دوستای فرا جنسیتی داری بگیر تا اینکه نمی خوای قفس باشی واسه کسی و اینکه از فعالان جنبش سبز هستی.
باورم نمی شه!!!
خیلی حال داد.

مواظب خودت باش آیه جون. هم اسمم. هم رزمم. هم فکرم. می بوسمت
سبز باشی
سبز و آفتابی

زن زیادی گفت...

تولدشون مبارک. میبینم که والنتاینتونم افتاده بوده تو تولدتون و کادو ها رو دوتا یکی کردین;(
پایان شب سیه سپید است آیه جون:*

اسپریچو گفت...

آیه یادت باشه ها خیلی دیر به دیر آپ می کنی هاااا، در ضمن کی می خوای پا رو تخم چشمای ما بذاری و وبلاگم رو با حضورت منور کنی؟
تولد آقای الف مبارک باشه، با تاخیر البته، این پستت یه شاهکاره... راستی این یکی رو به خودش هم نشون دادی؟

رضا گفت...

سلام
راستش کمتر پیش میاد که قلم یک وبلاگ نویس آنقدر گرم وصمیمی ودر عین حال صریح اللهجه باشه که یک ساعت از وقت منو برای خواندن مطالبش بخودش اختصاص بده.
هرچند با خیلی از نگرشها وتفکرات شما هم عقیده نیستم اما شیوایی و شجاعت شما در بیان بی پرده رویدادهای اجتماعی جای تحسین داره.
موفق باشید.

امیر علی گفت...

چه قدر پول یا به قول خودتان ساندیس گرفتی که میای با حرفهای به ظاهر خوب چند نفر بی بصیرت را گول می زنی
شما سبزکها نیاز به تیغ ندارید که ار بین بروید از بین رفته اید
یا خوبه که بگم مردم نابودتان کردند در 22 بهمن
جنبش نیاز به رهبر و شجاعت دارد که شما سبزکها ندارید
بروید مثل قبل پسر و دختر بازی کنید بهتر است!

ناشناس گفت...

merci , kheili weblog khoobi dari vaghean lezat bordam , movafagh bashi
be omide azadi

من گفت...

آیه این آهنگه خدااااااااست
:(