۱۳۸۹/۰۶/۱۴

اين دست استخوون نداره !

حاج آقا صمد مسلمان است . نماز اول وقتش ترك نمي شود . تسبيح از دستش سوا نمي شود . حواسش به صاد و ذال نمازش هست .اما نزول هم مي گيرد .خودش مي گويد استغفرالله ، قرض الحسنه ! پول نزول را به عوض يك برگ دستمال كاغذي ناقابل مي گيرد كه اشكال شرعي نداشته باشد.مشتري بي دين و ايمون و گبر و يهودي كه مي آيد حاجي خوشرويي مي كند كه در اسلام توصيه شده . اما پشت بند اش حواسش هست ليوان و استكان را غسل بدهد .حاج آقا صمد با زنانش با رئوفت رفتار مي كند و معتقد است "زن رو خدا زده !"

بهجت خانم مقدس مآب است . هميشه در حال ذكر است و گاهي از ترس جهنم نم اشكي به چشمش مي آيد .اسم بي بي فاطمه زهرا كه مي آيد شانه اش مي لرزد.روضه و ختم انعام اش به راه است و ماه مبارك افطاري مي دهد . بهجت خانم پول نذر و نيازش را از جيب حاجي بلند مي كند . راحت دروغ مي گويد كه حكمن مصلحتيست و پشت سر عروس هايش صحفه مي گذارد كه صلاح زندگيشان را مي خواهد . پر و پاچه همسايه را به خاطر گيس و گل و بي حجابي ميگيرد كه امر به معروف و نهي از منكر است.بهجت خانم حواسش به تربيت اسلامي هم هست . پشت در موال گوش مي ايستد كه پسرش ايستاده نشا.شد و طهارت بگيرد ...

آقاي همسايه مسلمان است .اهل نماز است .نوزدهم و بيستم و يكم و بيست و سوم ماه رمضان را روزه مي گيرد .ده روز در محرم عزاداري مي كند . هيئتيست ! پاي برهنه سينه و زنجير مي زند . پا بدهد علم هم بلند مي كند " به عشق آقام ابلفضل " اما با اين احوال عرق سگي هم مي خورد . "عرذ شرعي دارم !" و زمستان ها يك تا پيرهن مي آيد بيرون ساختمان به عربده كشي ...گاهي در غيبت زنش رفت و آمد هاي مشكوكي دارد. خودش مي گويد "آقام قربونش با اون همه بزرگي پاش جلو زنا لرزيده ، چل تا صيغه داشت .ما كه يه تار موشم نمي شيم " آقاي همسايه داده پشت وانتش با خط خوشي نوشته اند "ما هم به يل ام البنين نازيم !"

منير سادات مسلمان است . خودش مي گويد كه ائمه و معصومين بهش نظر دارند ، كه چند وقت يكبار به خوابش مي آيند، كه حتي پسر كوچكش پيغمبري و ختنه به دنيا آمده ! و بلاخره ائمه ومعصومين حق فاميلي را به جا مياورند و روز محضر شفاعتش را مي كنند! توي خانه اش قرآن سلطاني و آب و رنگ دار فراوان است كه ماه تا سال سر تويش نمي كشد. يك "وان يكاد " دستباف هم زده سينه ديوار پذيرايي براي چشم زخم و نظر تنگي . با اين همه كاهل نماز است. خودش معتقد است اگر مي توانست چهل روز پشت هم نماز بخواند عادتش ميشد .اما ماهي يك بار پريود مي شود. و مواظب است در ايام نجاست دست به قران و ادعيه نزند و راهش به مسجد نيوفتد.منير سادات براي بچه هايش دو اسم انتخاب كرده؛ يكي اسم باكلاس و آبروداري ! و يكي اسم مذهبي .

خانم و آقاي كاف اهل نماز نيستند و در خانه شان مهر و جانماز به هم نمي رسد. بسته به گرفت و گير كارشان به نذر معتقدند؛ مثلن براي ماشين جديدشان حواسشان بود كه خون بريزند . شب هاي محرم مي روند سر پل ستارخان به سياحت دسته هاي سينه زني .طاسوعا -عاشورا مي روند شمال . پا بدهد پارتي مي روند و مشروب مي خورند و معتقدند يك شب هزار شب نمي شود و آدم بايد دلش پاك باشد.خانم و آقاي كاف هم مسلمانند.

مسلمان هاي كه من شناختم همه از اين دستند . پر از تضاد و تناقضند . يك بند به فكر كلاه شرعي اند و عجيب با خدايشان رودربايستي دارند .خشكه مقدس هايشان رياكارند . و راحت تر هايشان با كمال افتخار ديني بي يال دم اشكم دارند .نسبت به هم بي رحم و بي گذشتند و در مقابل منتقدانشان متعصبند.اسم موعوشان كه مي آيد تنشان مي لرزد.به زبان مي گويند اعجل لوليك الفرج .اما ته دلشان مي خواهند هزار سال ديگر هم ظهور نكند. كي حوصله خون و خونريزي دارد تو اين هير و وير ؟

۴۲ نظر:

آدمیزادی گفت...

آره
اینجوری اَن
اینجوری ایم

20 گفت...

20 ادیب است. جواب می دهد که مسلمان یافت می نشود، جسته ایم ما

20 جاهل است و به طعنه می گوید: مسلمون پیدی نمیشه! پیدی کردی بکش روت.

20 واقع بین است و با استدلال برایت ثابت میکند که: ما جزء کدامین دسته ایم (آیا)؟

20...

ناشناس گفت...

مسلمان هایی که شما شناختی مسلمان نیستند... شما اسم مسلمان روش گذاشتی عزیز من... یا خودشون اینطور فکر میکنند...

اینا حتی نامسلمان هم نیستند... والا...

bashar گفت...

یه چندتا مورد دیگرو جا انداختیا!
من که یادم نیس اگه کسی موردارو یادش اومد ذکر کنه.....

وحید گفت...

درست است. ما ملت متناقضی هستیم. اما تضاد و تناقض ما به این دلیل نیست که مسلمانیم. آنها هم که مسلمان نیستند متناقض‌اند. اینجور نیست که مسیحی ها یا یهودی ها یا بهایی ها یا اصلن لائیک ها و بی خداها متناقض نباشند و مسلمان ها باشند. حتا روشنفکران ما ـ از نوع عرفی و سکولارش ـ هم متناقض‌اند. خود ما هم که داریم این حرفها را می‌زنیم پر از تضاد و تناقضیم.

ماجرا سر تقدم و تأخر است. تناقض ما از اسلام نیست. تناقض اسلام هم از ماست. اسلام ـ اصلن هر دینی ـ به خودی خود چیزی نیست. اسلام یک پکیج مشخص و معین نیست که بتوانیم بگوییم متناقض است و ما را هم متناقض کرده. ما با یک اسلام طرف نیستیم. با «اسلام ها» طرفیم. مولوی هم مسلمان است، حافظ هم مسلمان است، مصباح یزدی و بن لادن و... هم مسلمانند. مادربزرگ خدابیامرز من هم مسلمان بود. پس اگر هم تناقضی در اسلام هست، از ماست. اسلام ذات ندارد. هیچ دینی ندارد. ما فقط با ورسیون‌ها طرفیم. با آن چیزی که بهش می‌گویند: قرائت ها. 

ناشناس گفت...

به عنوان کسی که به هیچ دینی اعتقاد ندارم، خانم وآقای کاف رو ترجیح می دم، گرچه این دسته از آدم ها دست از بعضی اعتقادات احمقانه بر نمی دارن ولی آزارشون برای مردم دور و برشون کمتره. قبلاً خیلی از کارهای این دسته ادم ها عصبانی می شدم و در مورد اینکه عملشون با اعتقادشون خیلی فرق داره و باید تکلیفشون رو با خودشون تعیین کنن با اونها بحث می کردم. ولی الان فکر می کنم ضرر این گروه برای یک جامعه خیلی کمتر از اون دسته ای هست که واقعاً به گفته های دین شون عمل می کنن. شاید بهتر باشه بهشون اجازه بدی همون دینی رو که دوست دارن بسازن، این دین خودساز در خیلی مواقع متزلزل تر و انسانی تر از دین آدم های معتقد هستش. نظرت چیه؟

پیر فرزانه گفت...

تازگی ها یک نمونه از مسلمانهای جدید هم در سریالهای سیمای آقای ضرغامی امان کشف شده که فقط زور گفتن بلد هستند و داد و بیداد کردن و کارشان جز اشک و زاری و نفرین و لعنت کردن خلق هیچ نیست . تازه مردهایشان کلی هم انرژی صرف می کنند برای دروغ گفتن و سر دیگران شیره مالیدن و زنهایشان کلی نقشه می کشند برای حالگیری خاله خانباجی و ایجاد آشوب و فتنه البته نه از نوع سبز.

هـ گفت...

خیلی عالی بود
اگه قرار باشه آدم به چیزی معتقد باشه اون یه چیز فقط "اخلاقه" نه دین و مذهب و سنت و حتی خدا

امير گفت...

بالاخره مسلمونا باید اینطوری باشن که یه جاهایی هی فارغ التخصیل جدید بده بیرون برای ارشاد همین به انحراف رفته ها!هی پول تو جیبی بده به مبلغ هاش که این مردم خوبن،مسلمونن ولی شما هم وظیفه ای دارین!
خلق را تقلیدشان بر باد داد...

زن...فقط زن گفت...

نمي تونم بپذيرم اين جور قضاوت كردن را
و با صداي بلند گفتنش را
و اين تعصب را
به نظرم اين طوري شما با اقا و خانوم مسماني كه گفتيد هيچ فرقي نداريد


نمي توانم بپذيرم
و
ترجيح مي دم بيشتر از اين ننويسم ...

مهندس بيكار گفت...

آيه جان اينجوري حرف مارو گوش ميكني ديگه؟

علی گفت...

ماه های متوالی ست که البته بدون نظر این وبلاگ رو مطالعه می کنم، لذت می برم و به جسارت نویسنده اش غبطه می خورم.
امروز دیگه دلم رو به دریا زدم.
باور کن توی رژیم گذشته مردم ما نه تنها این طور رفتار نمی کردند بلکه این گونه حتی فکر نمی کردند؛ معتقدم نظام حاکم در سالهای متمادی با نادیده گرفتن واقعیت ها، مردم ما رو به سمت رویکردی دوگانه نسبت به افکار و اعمالمون در زندگی سوق داده، متاسفانه نسل جدید هم با این دوروئی و ریایی که اشاره کردی، خو گرفته و تغییر این تفکر به نظرم نه سخت که غیر ممکنه.
برای تو آرزوی موفقیت دارم

عاطفه گفت...

نمدونم چرا یاد این افتادم شایدم بی ربط باشه:
واعظی پرسید از فرزند خویش،هیچ میدانی مسلمانی به چیست؟صدق و بی آزاری و خدمت به خلق هم عبادت هم کلید زندگیست،گفت زین معیار در شهر ما یک مسلمان است آن هم ارمنی ست....

ناشناس گفت...

خوب طبیعی هست که مسلمون هایی که شما بشناسی این طورباشند، و الا خود شما میبایست جور دیگری بودی

كيقباد گفت...

من هم يك ملسمانم. در بعد اجتماعي مهمترين اصل مسلماني ام دروغ نگفتن و غيبت نكردن است. به جوانمردي خيلي اعتقاد دارم. به نظرم هر كس با هر دين و اعتقادي كه جوانمرد باشد، دستكم نصف راه را رفته. از سر اعتقادم (و نه بي تنباني) مشروب نخورده ام. نماز و روزه ام ترك نمي شود. به محرم و نامحرمي و حجاب (به خصوص در شكل فعلي جمهوي اسلامي اش) هيچ اعتقادي ندارم. دليل ديني هم برايش دارم. به نظرم در رابطه دو جنس اصل جوانمردي بسيار بيشتر به كار هر دو طرف بيايد تا چادر و چارچوق و چشم درويش و صيغه عقد. مثل سگ از حق الناس و مديون مردم شدن مي ترسم. گاهي بدون هيچ انگيزه ديني فقط براي دلم و تيپم ريش مي گذارم. سالهاست يك انگشتر عقيق كوچك دارم. دنبال دوست دختر هم بوده ام اما نيافته ام. بي عرضگي من يا بي سليقگي دخترها، روايات مختلفند! اگر دعوت شده ام پارتي هم رفته ام. دوستاني دارم نمازخوان كه ديگر نمي خوانند و چند بار گير داده اند كه تو چرا شراب نمي خوري. اما من حتي يك بار هم نگفتم فلاني نمي خواهي دوباره روزه بگيري؟ نماز پشت سر نود درصد آخوندها را باطل مي دانم، به خصوص آنها كه شغلشان پيشنمازي است! دين برايم عرفان علي و مولوي است نه بلغورهاي حوزوي. تا دلت هم بخواهد چوب بدنامي حاجي ها را خورده ام.
حالا بگو مرا جزو كدام دسته از اين مسلمان ها مي شماري؟ شايد بد نباشد گروهي را هم به تقسيم بندي ات بيفزايي به نام "مسلمانان دو سر طلا" كساني كه از سوي سكولارها، آلامدها و روشنفكران (علي رغم تفاوت هاي اين سه با هم) متفقا امل و خرافاتي خوانده مي شوند و از سوي سنتي ها غربزده و التقاطي!

بهزاد گفت...

فوق العاده بود. یه متن عالی. اگه بدونم ناراحت نمیشی ازش استفاده می کنم!!!

آيه به وحيد گفت...

ببين جانم من نمي گم اساس اسلام تناقض داره . بلكه مي گم مسلمان هاي كه من ديدم از بچگي تا حالا از فاميل و در و همسايه و دوست و آشنا همه دچار تناقض بودند .

تناقض از كجا مياد ؟
تناقض از اونجا پيدا ميشهكه بين رفتار ما و باور ما توفيري باشه. مسلمون هاي امروزي كه من مي بينم به چيزي باور دارند كه سختشونه بهش عمل كنن و يا جوري رفتار مي كنن كه با عنوان مسلموني كه با اون شناخته مي شن و خودشون رو معرفي مي كنن منافات داره .

آيه به ناشناس گفت...

ببين جانم من هم با دسته خانم و آقاي كاف راحت ترم . حداقل ريا كمتري در رفتارشون هست و به چيزي كه اعتقاد دارند عمل مي كنند. موافقم كه هر كس مي تونه دين خودش رو داشته باشه . اما مسلمن اسم اين دين مسلماني نيست ! اين دين خود ساخته اسم ديگه اي داره . خانم و آقاي كاف نبايد خودشون رو مسلمون معرفي كنن . مي فهمي منظورمو ؟

آيه به زن فقط زن گفت...

والله من تو اين نوشته تعصب نمي بينم. دقت كرده باشيد من هر جور مسلموني كه اسم مسلموني رو يدك مي كشن تصوير كردم . و شما و بقيه مي تونيد هر روز دور و اطرافتون امثال اينا رو ببينيد . حقيقت داره و تو بطن جامعه است .
منظورتون از تعصب چيه ؟ من تعصبي تو نوشته ام نديدم . چون با مسلمونا پدر كشتگي كه ندارم بنده خدا. هر چي نباشه پدر و مادر و كس و كار خودم هم از اين دسته اند و مسلمونن . بنابراين دشمني ندارم.
من با اون خانم و آقاي كاف يه اختلاف بزرگ دارم خانم ! " من مي دونم و باور دارم كه مسلمون نيستم !"

ديدي گفتم مسلمونا متعصبن ؟ حالا از من باز نشنيده بگير.

آيه به ناشناس گفت...

والله من هر چي چشم چرخوندم از مسلمونها بهتر از اين نديدم . البته دست ها و گروه هاي ديگه اي هم هستند كه از قلم من در رفته اند و فرصت شد اضافه مي كنم.

حق با شماست اگر نمونه ها يمسلموني درست اطرافم بودند . ديني كه حقم رو ضايع نكن و مردمش حق هم رو .ديني كه انقدر به خدا عجيب نگاه نشه .... لابد منم الان يه جور ديگه بودم . لابد همه يه جور ديگه بوديم .

آيه به كيقباد گفت...

بله تو اين دسته بندي بعضي ها از قلم افتاده اند . البته تو اين گروه اطراف خودم خيلي ها رو مي شناسم كه اكثرن از نسل جديد هاي هستند كه در خانواده هاي مذهبي بزرگ شدند . حق با تو بايد اين گروه هم به ليست اضافه شن.

آيه به بهزاد گفت...

نا ناراحت نمي شم . نوشته شده برا خونده شدن. البته با ذكر كنبع لطفن.

عبدالكوروش گفت...

با حرفات موافقم.
ولي بيا به قضيه يه جور ديگه نگاه كنيم.
اينهايي كه توصيفشون كردي ميخوان كه مسلمون نباشن ولي وجودشو ندارنن كه نباشن. ميخوان هم خدا رو داشته باشن و هم خرما رو كه متاسفانه به هيچكدوم هم اونجوري كه راضي و آرومشون كنه نميرسن...
تو كار خوبي كردي كه تكليف خودتو مشخص كردي.

عبدالكوروش گفت...

اين رو هم بگم كه وقتي ديدي يه نفر آدم خوبيه اين خوب بودنش نه بخاطر دينشه، نه بخار تحصيلاتش، نه بخاطر ثروتش، نه بخار مقامش نه بخاطر...
فقط و فقط بخاطر "وجدان بيدار" شه.
همين و بس.

آيه با عبدالكوروش گفت...

واقعن
واقعن
و از صميم قلب
باهاتون موافقم.
زنده باشي!

الف گفت...

مشکل آدم هایی که ذکر احوالشون رو کردی و البته من هم متاسفانه جزو اونها هستم اینه که از همه کس و همه چیز می ترسن جز خود خدا .این که میگی عجیب با خدایشان رودربایستی دارندرو متوجه نمیشم . اتفاقا اگر با خدا رودر بایستی داشتن که اینجوری نمی شدن ؟

پارسا گفت...

به نظر من مشکل قبل از این که به دین و مذهب برگرده به فرهنگ مردم و موقعیت جغرافیایی و تاریخی اونها بر میگرده. دین رو هم همین مردم با همین فرهنگ میسازند. اینه که اسلام ایرانیها با همه تفاوتهاش باز هم از اسلام اهالی عربستان یا پاکستان یا... خیلی فرق میکنه.

راهی به رهایی گفت...

سلام
بله به مواقع همینگونه است . گاهی باید گریخت از این هولناکی انسان های مذهب نما .
گاهی باید گریخت .
همین

پارسا گفت...

به نظر من کسی که به نبوت پیامبر اسلام و خاتمیت اون اعتقاد داشته باشه، مسلمون تلقی میشه. حالا چه اعمال مذهبی اسلام رو انجام بده و چه انجام نده. اتفاقا ترویج اینجوری مسلمونی بی آزار و بی تعصب خوبه. چرا باید اونها رو وادار کنیم که یا از دین برگردن (که معمولا بر نمیگردن) یا مسلمونیشون رو پررنگتر کنن که هرچه پررنگتر بشه متعصبانه تر و خطرناکتر هم میشه؟! امثال خانم و آقای کاف خیلی روشن بین تر و آگاهتر از دسته های قبلی هستند و خودشون رو از خیلی از عقاید تند و دست و پاگیر رها کردن و تو زندگی دیگران تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر دخالت نمیکنند و به خاطر خمس ندادن کسی باهاش قطع ارتباط نمیکنن. (آخه میگن کسی که خمس نمیده تو خونش نمیشه نماز خوند چون غصبیه و ...)

مهندس بيكار گفت...

اينم واسه شما، گرچه به حرف ما گوش ندادي.

http://www.youtube.com/watch?v=dFRworsIhW4

فی میل گفت...

کم نویس شده ای یا خود-سانسور-کن؟
:-(

آيه به في ميل گفت...

والله جانم وقت نوشتن پيدا نمي كنم. فقط خيلي گرفتارم . همين.

آيه به پارسا گفت...

خب البته شايد اين رفتار ها بيشتر به مذهب بر ميگرده تا دين ! و من هم با شما موافقم كه ميون دسته هاي مسلموني كه ديدم گروه آقا و خانم كاف از جمله بي آزار ترين و كم درد سر ترين هستند. بيشتر از بقيه با خودشون رو راستند.اما كلاهمون رو كه قاضي كنيم اين مسلماني نيست .مسلماني آداب داره و عمل به اعتقادات ديني كه خانم و آقاي كاف انجام نمي دن . اما نقدر هم شهامت ندارند كه بگن مسلمان نيستند. يا هنوز در گير آموزش هاي اطرافيانشون هستند و يا به قول الف خيلي ساده مي ترسند.

فی میل گفت...

کاش گرفتاری از جنس خوب باشه، آیه.
شاد باشی.

شهرزاد گفت...

از این قبیل مسلمون ها اطرافمان بسیارند یا بهتره بگیم انسان های مسلمان نما! و ما از کدام دستیم؟ خدا میداند!

مسعود گفت...

جالب بود ولی به نظر من بیش از حد استقرایی است. خیلی از این اخلاق و رفتار چندش آور ما صرفاً به خاطر دین دار بودن نیست؛ بخشی از آن هم اتفاقاً به این دلیل است که تا کنون هیچ دین و آیینی نماینده درست و درمانی نداشته تا به روح ما ملت نفوذ کند. هر چیزی هم هست، سطحی و بی ریشه است.

maryam گفت...

اون آقای همسایه از همه با حال تر بود. خداییش "آقام قربونش با اون همه بزرگي پاش جلو زنا لرزيده ، چل تا صيغه داشت .ما كه يه تار موشم نمي شيم "
این از همه مسلمون تره، راست و حسینی ...

مولوی گفت:
(موسی و شبان رو که حتما شنیدین)
وحی آمد سوی موسی از خدا
بنده مارا ز ما کردی جدا
تو برای وصل کردن آمدی
نی برای فصل کردن آمدی
من نکردم خلق تا سودی کنم
بلکه تا بر بندگان جودی کنم
"ما برون را ننگریم و قال را
ما درون را بنگریم و حال را"
چونکه موسی این عتاب از حق شنید
در بیابان در پی چوپان دوید
عاقبت دریافت او را و بدید
گفت مژده ده که دستوری رسید
هیچ آدابی و ترتیبی مجو
هرچه میخواهد دل تنگت بگو

طرقه گفت...

مسلمانان! مسلمانان! مسلمانی! مسلمانی
از این آیین بی دینان،پشیمانی،پشیمانی

راس میگی اسلام "رو" ترین و ... ترین ِ ادیان می باشد.


بگذریم از موجودیت خود دین حالا!...

HaDi گفت...

قلم بسیــــــــــار جذاب و گیرایی دارید
یه جورایی سهل ممتنع میشه گفت
و فکری خلاق تو انتخاب سوژه هاتون

موفق باشید

----------------------------------
ببخشید البته اگه جای نامناسبی کامنت گذاشتم

داش هدایت گفت...

ساموعلیکوم
سخت نگیر . خوب مینویسی . قضاوت نکن . حساب کتابی هم اگه در کار باشه دفتر و دستک جماعت و دست یکی دیگه میدن .پا تو کفش خدا نکن دختر .
عزت زیاد

ماث گفت...

به نظر من مسلمانی یک عشقه مثل همه ادیان دیگه.بله من هم تا مدت ها میگفتم یا آدم مسلمونه مسلمونه یا بی دینه بی دین.ولی حالا میگم تو دینداری مردم, تو مسلمانی مردم, نمیشه با این فاکتورهای شما اظهار نظر کرد زیرا که تقوا امر درونی ایست و جلوه بیرونی آن را نمی توان به راحتی مشاهده کرد.
شما باید درون را ببینی تا درباره ی دین داری کسی اظهار نظر کنی نه برون آن را.
برای مثال امروز در جامعه آمریکا ما شاهد دیندارترین جامعه مدرن هستیم جامعه ای که هنوز با سقط جنین مشکل داره اما در این جامعه آمار دزدی و قتل هم بالاست کودکان نامشروع هم هست همجنس گرایی موجوده.در بسیاری از پرسش نامه ها اکثریت همین جامعه خود را مسیحی می داند اما مشارکت در امر کلیسا بسیار کمتر از قبل شده.آیا می توان این جامعه را بی دین به حساب آورد.خیر چون که دین در درون است نه برون.این یه تحلیله محققانه از وضعیت دین بود.
اما از نظر احساسی اگر بخوای به قضیه نگاه کنی بنده به شما پاسخ میدم که اساسا انسان گناه کار است اگر قرار بود کسی گناه نکند که میشد فرشته یا به زبون مسلمان ها معصوم.کدامین مسلمان در جهان گناه نکرده است؟آیا او دیگر مسلم نیست!
بله گناه هست کاهل نمازی هم هست نرفتن به کلیسا و کنیسه هم هست اما اگر بخواهیم مردم رو به خاطر این گونه رفتارها سرزنش کنیم و از آن ها بخواهیم یا از دین بیرون بروند یا دیندار کامل شوند کار ما با کار موسی در شعر مولوی چه فرقی میکند.بگذاریم هرکس با زبان خود دیندار باشد.

مادر بد گفت...

سلام. نیم ساعتی هست دارم وبلاگتون رو میخونم و راستش زیاد اهل نظر دادن نیستم... اما از این مطلبتون واقعا خوشم اومد. بله ما همیشه یه جامون میلنگه، همین قسمهای دروغی که چپ و راست میخوریم... و تمام اونهایی که فرموده بودید. پاینده باشید.