۱۳۸۸/۰۶/۱۳

پاشنه اشیل زیر تاب یک سانت بالای ناف !

تقدیم می شود به کیوان سی و پنج درجه به خاطر این پستش :


17.Apr.2009

دخترجان، عزیز دلم، یا اون تاپِ یک-سانت-شکم-معلوم رو نکن تنت، یا اگه پوشیدی‌ش، تمام طول مهمونی در حال پایین کشیدن تاپه و بالا کشیدن شلواره نباش، نمیرسن به هم، به خدا نمی‌رسن. یه لباسی تنت کن که بلد باشی‌ش.


بد شانسی پشت بدشانسی! بعد از سه روز زجر کشیدن و تشخیص اشتباه چند بیمارستان اسم و رسم دار ، آپاندیسم ترکید ! بدتر از همه اینها اینکه درست وسط عمل به هوش آمدم . جیغ های که کشیدم برای همیشه جز کابوس هام شد.چند روز بعد که از بیمارستان مرخص شدم ، تو دلم بندری می رقصیدند ! من مرگ را جواب کرده بودم. این بزرگترین کار زندگیم بود ! عوارض عمل چیز بسیار دوری بود که به ذهنم نمی رسید.

اما چند ماه بعد ، یک روز عصر وسط رقص عوارض عمل آمد و یقه ام را گرفت ! « آخی طفلک ! این جای عملته ؟ میذاری ببینمش ! ...» بدنم یخ کرد. عوارض عمل خط سفیدی بود به قاعده دو بند انگشت سمت راست شکمم . جای بخیه ها شد پاشنه آشیل تن من .دیگر تاب بالای ناف و بلوز کوتاه نمی پوشیدم.به نظرم تمام آدم های دنیا معطل بودند تا لباس من بجهد بالا و همه با هم بخواهند جای عمل را دید بزنند. کم کم که خط سفید محوتر می شد به بودنش عادت کردم.زشت نبود اما عادی هم نبود.این اواخر دوباره شروع کردم به پوشیدن تاب و بلوز های کوتاه. اما گاهی به خودم می آیم که دارم تابه را پایین می کشم یا شلواره را بالا.

حالا کیوان جان ! دفعه دیگر که شاهد همچین صحنه ای بودی ، دقت کن ! شاید آن دختر هم مثل من خط سفید کجی داشته باشد روی شکمش ، مثل پاشنه آشیل .

۱۲ نظر:

born in 1355 گفت...

آیه جان اگر یک جای عمل پنج سانتی بشه پاشنه ی آشیل شما اونوقت جای باقی زخم های زندگی می خواد باشما چه کار کنه؟ من همچنان با آقای کیوان موافقم. آدم یا لباسی نمی پوشه که نافش بیفته بیرون یا اگر می پوشه هی نمی کشدش پایین. انگار که می خوای ادای یه کسی رو دربیاری اما نه بلدی نه باهاش حال می کنی خوب نکن از اول! اینهم برای اینکه نگی تو که جای عمل نداری نمی فهمی من چی می گم:
http://tah-dig.blogspot.com/2007/07/blog-post_27.html

بقیه اش

http://tah-dig.blogspot.com/2007/07/blog-post_7606.html

k1-35 گفت...

ها بله - شاید هم :)

رضا گفت...

من یک سوالی برام پیش اومد محض کنجکاوی. معمولا آدم اگر زیر بیهوشی به هوش بیاد جیغ نمیتونه بزنه. میشه برای من بگین نوع بیهوشی تون چی بود!؟

آیه گفت...

خب خانم متولد 55 : باید اعتراف کنم من در مقابل زخم های زندگی خیلی مقاوم ترم. بعد اینکه من پوشیدن تاب های کوتاه رو خوب بلدم .از خط آپاندیسم هم خوب آگاهم . اما وسوسه هست . اینکه آدم به نظرش کمر و شکمش خیلی جذاب باشه و دلش بخواد بندازدش بیرون !!!اما از طرفی به ضعفش هم آگاه باشه . ملغمه ای پیش می یاد مثل این .
از خوندنش دلم ریش شد. خدا کنه این بلا سر هیچکس نیاد .

آیه گفت...

به آقا رضا:
از اون سه روز خیلی کم یادمه . انقدر از انطرف به اونطرف کشیده شده بودم که خود به خود بیهوش می شدم. مثلن یک چیزی که یادم مونده شیو قبل از عمل بود.
اما تقریبن مطمئنم با تزریق بود . چون آقاهه حین تزریق از من پرسید متولد چه سالی هستی و من مردد بودم که شمسی رو بگم یا میلادی که خواب برد !!!
نه تنها جیغ کشیده بودم بلکه فحش هم داده بودم . گفته بودم پدر سگ ها من درد دارم !!! خیلی ناراحت کنده است که فحش بهتری نداده بودم .اینها دکترم بعدن تایید کرد .

بهرام گفت...

خوب اصولا" پاشنه اشيل داشتن رو دوست ندارم!اما خيلي هم مهم نيستن زياد بهش فكر نكن

گنجشکک اشی مشی گفت...

دورود /

ای بابا خلق الله چقدر سخت میگیرن !
جای زخم روی بدن به نظرم همچینم
بدک نیست ..
نه .. نیست ..
امممم ..
اصلن ..
خوبه ..
آره ..
خوبه :)

من هر وقت که دارم چشم چرونی میکنم !
خیلی دقت میکنم به فرم کمر ..
نمیدونم چرا اما این قسمت رو حساسیتی
دارم افزون از بها !


وقت خوش ././././././././././././.

امین گفت...

دکتر؟؟؟ شما به اینا میگی دکتر؟! دکتری که نتونه بیمار رو جوری بیهوش کنه که تا پایان عمل بی هوش بمونه آدمه؟!
یا برعکس حتی، آدمی که نتونه بیمار رو جوری بیهوش کنه که تا پایان عمل بی هوش بمونه دکتره؟!
نه والله!

haafez گفت...

:D
khosham umad ziad ta
khob nakesh bala paEn bache

madaraneh گفت...

خوب شد به اون دکتره فحش دادی که به نظرم حقش بوده...چه معنی داره که بیمار وسط عمل به هوش بیاد آخه؟ خیلی درد کشیدی...خیلی هااز

...شبدر گفت...

دوتا کنکور داشتم، پنج شنبه انسانی، جمعه هنر. دو ساعت قبل اینکه برم سر هنر، تصادفن لنگ راستمو شاتاراق کوبیدم تو شیشه. یه شیشه قدی پودر شد ریخت زمین، و من موندم از اون روز با جای 14 تا بخیه زیر زانو. دکتره که بخیه می کرد یه پسر جوون خیلی شیرینی بود، با افسوس می گفت دیگه نمی تونی دامن کوتاه بپوشی، منم قاه قاه می خندیدم می گفتم برو بابا دیوونه. خلاصه اش اینکه جای بخیه هه موند و ما هم از شورت و دامن کوتاه پوشیدن نیافتادیم تا امروز. یه بار ام این آخریا طرف می گفت اصلن اگه این جا بخیه هه نبود، ماچ کردن زیر زانوت انقدر حال نمی داد که!... دردسرت ندم، خلاصه اش اینکه لابد اون خط سفیده هم واسه یکی داد می زنه "بیا منو ماچ کن، بیا منو ماچ کن" ... چرا که نه؟ اصلن بدنی که "جا" نداره به چه دردی می خوره؟ خطی؟ زخمی؟ رد بخیه ای؟ چیزی؟

ناشناس گفت...

salam e dobare
farda sobh bayad pasham beram daneshgah vali saat 3 e hanooz daram weblogeto mikhoonm.
awalin bar bood ke oomad too bloget vali ajib be delam neshast , fogho lade neweshty kollesh khoondam
das marizad. alaki nist migan harche az del barayad bar del neshinad.
makhsoosan ba fahesheye zehny kolli hal kardam

mowafagh bashy